ولادت امام جواد علیه السلام
سر را نثار مقدمت ای گل نهاده ام تا بر سرم قدم ننهی اوفتاده ام
امام سخاوت! نهمین پیشوای پرهیزگار شیعه! در طلیعه ماهِ خدا، رجب المرجَّب، از مشرق طلوع تو، بارانِ شادمانی به رخسار امام غریبان نشست و مدینه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به جلوه طور تو درخشید و در آیینه حضور تو برای همیشه تا ابد، تکثیر شد.
ای جوان ترین باغبان گلستان شیعه، ای نورَسته ترین امام شهید! فدای قدم های تو آقا؛ که صحابی عاشقت «علی بن مهزیار»، آن بزرگ فقیه پارسایِ همیشه واصل، همواره خود را فدای تو می کرد و تو به پاس آن همه وفا، سلطان جود و عطا بودی که به گوشه چشمی، غمِ عالم «اهوازیان» را بردی و اهالی شهر «علی بن مهزیار» را از خشم زلزله های زمین، رهانیدی و دوباره اهل قبله آن سامان، به تدبیر لدنّی تو امان یافتند.
ای آیه سخاوت خدا، امام جواد علیه السلام ! به زیارت تو که آمدیم، دیدیم که بر بلندای غربت به اهتزاز درآمده ای و همتای جدّ غریبت امام مجتبی علیه السلام ، تا اوج ارتفاعات مظلومیت صعود نموده ای. کدامین زخم، ناسورتر از خنجر فتنه و کینه همسر می تواند باشد؟ آخر حافظه تاریخ، چگونه سوزِ این نیشتر را در خود باور می کند که مردی، بانوی خانه اش را عِماد خویش سازد و او عِناد به پایش بریزد و در اوج خستگی، به انگوری زهرآلوده، عطش از کام او بنشاند؟!
صورت به غبار مقدمت می ساییم و خاک درت را سجده گاه خویش می سازیم و بدین سان، خویشتن را برکت می دهیم که ماه پاره مایی و جگر گوشه ولی نعمتِ اقلیم بلند ایران زمین امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام .
خوش آمدی! قدم بر چشم ما بگذار و ما را خجسته کن.

تاریخ هایی که واسم فراموش نشدنی هستند شاد و غمگین: