سلام.

دیروز هاردمو گذاشتم جلومو و شروع کردم به گشتن بین تمام عکس هایی که در طول این چند دوره سفرم به افغانستان گرفتم و سعی کردم تمام عکس های جاهای زیارتی را جدا کردم تا سر فرصت براشون مطلب مناسب بنویسم و اینجا بزارم تا همه از ان ها بهره مند بشن و فقط واسه خودم نباشه.

دلم می خواست اون قدر وقت داشتم که یه سره می نشستم و شروع میکردم به نوشتن و یه فلاسک بزرگ چای سبز هم می زاشتم کنار دستم و تا همه را تموم نمی کردم بلند نمی شدم(منظورم نوشتن جا ها بود که تموم کنم نه فلاسک چای)

اما کمتر از ۲ ماه دیگه آزمون ارشد دارم و تصمیم دارم هفته قبل از ارشد دوباره برم وطن و زودی برگردم.البته دارم سعیمو می کنم که سفرم بیفته به بعداز ظهر روز آزمون که بیشتر بتونم بمونم اگرچه مصادف با محرم میشه.

تا حالا تو عمرم اینقدر درس نخونده بودم که دارم واسه ارشد می خونم اگرچه خودم می دونم که فرصت ارشد خوندن را ندارم و دیگه انشالله میرم سر خونه و زندگی اما باید به خودم ثابت کنم که من می تونم قبول بشم.البته ته دلم یه کم هم می خوام به دوستام نشون بدم که کار نشد نداره