13 روز/نیمه شعبان مبارک
نیمه شعبان همگی تبریک البته می دونم که الان دو روز گذشته اما اینترنتم قطع بود و البته سرمم شلوغ!
پسرم امروز 13 روزه شده و انشالله همین جور سالم و سلامت باشه. خیلی نگرانشم چون شیر از سینه نمی خوره و باید براش شیر بکشم یا به قول اینا اکسپرس کنم! همش حواسم خست که شیردوش و ظرف های شیرو بشورم و امروز هم یه استرلایزر خریدم اینترنتی و همه چیز رو تو مایکرویو استرلیزه کردم. خدا کنه شیرم کم نشه تا سبحان کمی بزرگتر بشه و بتونم کنار شیر خودم بهش شیر کمکی بدم!حداقل 3 یا 4 ماهه بشه! 6 ماهه بشه که عالیه عالی میشه. دلم می خواد پسرم شیر خودمو کامل بخوره!
دیشب با مامانم اینا چت می کردم. آبجیام همه بودن و بچه هاشو به علاوه زن داییم! با هم صحبت کردیم. آخرش سبحان اینقدر گریه کرد که اشک مامانم و آبجیم اون طرف در اومده بود. از اینکه من اینقدر درمونده شده بودم و سبحان هم یه سره جیغ می زد و هر کاریش می کردم آروم نمی شد. آروغش در نمی یومد. نمی دونم چه مشکلی داره وقتی شیر می خوره بعدش خیلی سخت آروغش در می یاد. اینم همش جیغ می زنه. باباش هم رفته بود سر کار! امروز هم رفته سر کار الان زنگ زد که نمی تونه شب بیاد و شریکش جای دیگه رفته. یعنی ساعت 1 می یاد ناراحت شدم اما نمی شه کاریش کرد. دیشب هم وقتی اومد باهاش حرف نزدم چون خیلی خسته و ناراحت شده بودم انگار تمام غمای دنیا ریخته بود تو دلم. از اینکه اینقدر تنهام! که اینقدر پسرم مظلومه که ساعت ها گریه می کنه و من نمی تونم ارومش کنم چون بلد نیستم. چون تنهام نه مامانی نه آبجی ای هیچکی!خلاصه اینقدر ناراحت بودم که وقتی همسری اومد باهاش حرف نزدم فقط همین جوری اشکام می رفت. اونم فهمید که سبحان خیلی اذیتم کرده!خلاصه امیدوارم امشب مثل دیشب نشه و سبحان پسر خوبی باشهو خدا کنه!
راستی دو شنبه روز میلاد امام زمان روز خیلی خوبی بود. دوستم که اونم حامله بود و 3 هفته از من عقب بود 5 روز زودتر دخترش دنیا اومد . فکر کنم زایمان راحتی داشته یعنی زایمان کوتاهتری نسبت به من داشت . من 13 ساعت زایمانم طول کشید و دوستم 6 ساعت. شب ساعت 1 زایمان کرد و فردا صبح مرخص شد برعکس من که 4 شب موندم بیمارستان. اسم دخترش را عسل گذاشته. خدا حفظش کنه.
خوشحالی دوم واسه نوه خالمه که تو ترکیه دنیا اومد. اونم یک ماه زودتر دنیا اومد و تو همون شب!خدا حفظش کنه. یه پسر ناز به اسم سید واحد!
از گروه ما من نفر سوم بودم و دوستم نفر چهارم! هنوز سه چهار نفر دیگه ای تو نوبت زایمان هستن! خدا به همشون کمک کنه.
خوب من برم واسه پسرم شیر بدوشم تا از خواب بیدار نشده!
واسمون دعا کنید!
همیشه شاد باشید!
تاریخ هایی که واسم فراموش نشدنی هستند شاد و غمگین: