سلام

من خوب شده بودم! یعنی از سرما خوردگی راحت شده بودم. البته به جز سرفه ها و گلو دردش!

پنج شنبه رفتم و امتحان تئوری را قبول شدم. دیروز مهمون داشتم. تو مهمونی های دوره ای نوبت من بود و البته قبولی این تست هم بهانه دست همه داد که خراب بشن سر من! همه چیز عالی بود. ساعتای ۷ یا ۸ شب بود و دو تا از مهمونا مونده بودن و بقیه رفته بودن. با مامان چت کردم حالش خیلی بد بود سرما خورده بود با آبریزش چشم و بینی شدید و بدن درد. دو دقیقه با من حرف زد و نتونست بشینه رفت دراز بکشه. باورتون میشه همین که با مامان خداحافظی کردم منم همون علائم مامان را پیدا کردم آبریزش شدید چشم و بینی و از اواسط شب هم بدن درد و تب شدید! همسری تمام شب و همین طور امروز تا عصر همش منو پاشویه کرد و دستمال رو پیشونیم گذاشت تا تبم بیاد پایین اما فایده نداشت که!

بنده خدا همسری صبح زود پاشد رفت واسم وقت دکتر گرفت. برگشت دوباره منو پاشویه کرد و آشپزخونه را جمع کرد و کلی طرف از مهمونی دیشب بود که همه را شست و جمع کرد! واسم با نودل سوپ درست کرد. نمی دونین حالم چقدر بد بود و البته الانم هست. حتی همسری زیر بغلم را می گرفت از پله ها بالا پایین می رفتم. رفتم دکتر فقط بهم مسکن داد گفت هر ۶ ساعت ۲ تا پریسیتامول ۵۰۰ استفاده بکن. بهم گفت که گلوم چرک کرده سینم خش خش می کنه گوشم چرک کرده اما نمی تونه بهم انتی بیوتیک بده. گفت مهم تب بالام هست که باید بیاد پایین! گفت تا ۲ ساعت دیگه اگه تبت پایین نیومد زنگ بزن اورژانس! اومدیم داروخونه پرستامول را بگیریم که من در ماشینو همچین باز کردم که خورد به یه نرده و رنگ در ماشین پرید!!! همسری تازه ماشینشو خریده! اما چیزی نگفت! یه تب سنج هم گرفتیم واسه اینکه تست کنم تبم پایین اومده یا نه. همسری رفت سر کار و من خونه تنها موندم.

دکتر گفته بود یه لباس نازک بیشتر نپوشم. آب زیاد بخورم. سعی کنم تبمو پایین بیارم. هیچ کدوم فایده نداشت. تا اینکه یه تشت آب سرد آوردم پامو گذاشتم توش و یه تشت دیگه هم واسه خیس کردن دستامو و دستمال پیشونیم. حتی بستنی هم خوردم!آخرش بعد از ۲ و نیم ساعت تبم از ۳۹ و نیم درجه به ۳۷.۱ رسید. اولش خیلی سردم شده بود که با یه لباس نازک تو این سرما بشینم منی کهب ه طور نرمال زیر دو تا پتو با شوفاژ روشن بازم سردم میشه. اما بعد از پاشویه خودبه خود ریلکس شدم و الانم باورم نمیشه اینجوری تو این سرما نشستم.اما دلم نمی خواد دوباره تبم بره بالا.فردا هم فکر نکنم بتونم برم کالج. خیلی غیبت کردم. موندم این سرما خوردگی کی می خواد دست از سر من برداره.

دعا کنید زودتر خوب بشم. خیلی سخته تو تنهایی این همه مریضی را تحمل کنی اونم با این سیستم پزشکی اینجا که دوا و دارو به ما نمیده.

مواطب خودتون باشبن