منم دوستت دارم
این روزها لحظه های قشنگی را داریم می گذرونیم. همسری در هر فرصتی به هم می گه که خیلی دوستم داره. از سر کار زنگ میزنه و حالمو می پرسه و آخرش هم بهم میگه دوستم داره کاری که قبلا انجام نمی داد.
دیشب بهم می گفت تو نباید می زاشتی برم دعوا! منم گفتم من فکر نمی کردم دعوا هنوز ادامه داشته باشه فکر می کردم میری دوستتو برسونی بیمارستان! بهم میگه هنوز حال و هوای مجردی تو سرم بود یادم نبود کسی تو خونه منتظرمه وگرنه اینقدر راحت خودمو قاطی نمی کردم.
امیدوارم ایندفعه به خیر بگذره. دعا کنید واسمون.
تو این وضعیت دیروز با دوستش رفتن تو یه حراجی که تبلیغاتش اومده بود دم در خونه! سرشون کلاه رفته. فروشنده یه چیز نشون می داده و می گفته کی از این می خواد؟ بعد هم ردش می کرده پشت سر که واسش بسته بندی کنن و به قول ما کادو پیچ. بلافاصله وسیله بعدی را نشون می دادن و همین طور تا آخر! وقتی اومدن خونه و کادو ها را باز کردن دیدن هیچ کدوم اون چیزی نیست که اونجا نشون می دادن و همشون آشغال بودن و این یعنی پولشون دود شد رفت هوا. حالا وقتی اومدن خونه دو تایی هر کادو را که باز می کنن یه ساعتی می خندن.
در نهایت فکر کنم نزدیک ۱۶۰ پوندی را به باد هوا دادن. تجربه خوبی بود همراه با کلی خنده!!!
دعا یادتون نره. همتونو دوست دارم!
تاریخ هایی که واسم فراموش نشدنی هستند شاد و غمگین: